سيد علي اكبر قرشي
44
قاموس قرآن ( فارسي )
حاكى از گفتگوى گناهكاران با پوستهاى خود است اين احتمال را ضعيف مىكند و ظاهر آن گفتگوئى است مثل گفتگوى ظاهرى . و از اين عجب مدار . آخرت همه چيزش حتى آتش و جهنّماش زنده و گوياست و نميشود از اين زندگى دنيا قياس گرفت . رجوع شود به « نار و جهنّم » . ج : * ( سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ . . . ) * نساء : 56 نضج بضمّ اوّل و فتح آن بمعنى رسيدن ميوه و پختن گوشت است ( صحاح ) ضمير بدّلناهم براى كفّار است نه جلود ، يعنى : آنها را به آتش ميكشيم هر وقت پوستهايشان پخت و سوخت و بيحسّ شد عوض ميگيريم براى آنها پوستهاى ديگرى را تا عذاب را بچشند ( اعاذنا الله منه ) . ممكن است منظور سوختن و بيحسّ شدن پوست باشد و شايد اشاره بدوام عذاب است . نظير اين آيه ، آيهء * ( يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ يُصْهَرُ بِه ما فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ . . . ) * حج : 20 صهر بفتح اوّل بنقل مجمع بمعنى ذوب كردن است ، راغب ذوب كردن پيه گفته آيه در بارهء كفّارى است كه در بارهء خدا مخاصمه ميكنند يعنى از بالايشان آب داغ و جوشان ريخته شود كه محتويات شكمها و پوستها با آن گداخته مىشود ( اللَّهم اعوذ بك من النار ) . د : * ( تَقْشَعِرُّ مِنْه جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ . . . ) * زمر : 23 در بارهء اين آيه به « قشعر » رجوع شود . جلس : * ( إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا ) * مجادله : 11 مجلس اسم مكان و محل نشستن انسان و جمع آن مجالس است يعنى : چون بشما گويند در مجلسها جا گشائيد گشاده كنيد . آيهء كريمه يك مطلب اخلاقى را تذكَّر ميدهد و مراعات حقوق مجلس را روشن مىكند « مجالس » فقط يك بار در